این چند روز از کله صبح تا نصف شب کلاس دارم (آیکون خسته و درمانده) خلاصه این یه درسی هست که ۵ روز فشرده کلاس داره و بعد از اون دیگه برو به امان خدا آخر ترمم فقط پروژه اش رو سابمیت کن بره!خلاصه جونم براتون بگه پروژه درس نرم افزار های متن باز به این شکل هست که باید بریم خودمون یه پروژه حالا هرچی دوست داریم به شرط اینکه متن باز و آزاد باشه پیدا کنیم و در اون پروژه یه خرده همکاری کنیم....حالا مشکلات پیدا کردن یه پروژه متن باز مناسب و طریقه همکاری برنامه نویس های داوطلب رو در یه پست جدا گانه شرح خواهم داد اما همینو بگم که از یه کلاس ۴٠ نفری ۴ ساعت همه علاف بودیم تا یه چیزی به درد بخور پیدا کردیم.

استاد این درس فردی هست که در آی بی ام کار میکنه و خودش از جوانی متن باز نویس بوده و خیلی برنامه هایی که من و شما داریم الان استفاده میکنیم بسیاری کد های ایشون درش هست. آدم بسیار صبور، سخت کوش و علاقه مندیه طوری که دربین ساعت های استراحت داره با بچه های به دنبال پروژه میگرده و بحث میکنه و در طول کلاس تمام وقت در حال کار هست. داشتم با هاش در رابطه با موضوع حق ثتب اختراع صحبت میکردم که ایشون گفت در آمریکا اگر شما از روی قصد حق ثبت اختراع کسی رو کپی کنی جریمش ٣ برابر هست و من ناگهان گفتم خوب تو دادگاهی انکار میکنی که خبر داشتی و یهو گفت .....نـــــــــــــــــــــــــه اونوقت که دروغ گفتی و ممکن بفرستنت زندان در صورتی که برای اون جرم قبلی زندان نداره فقط جریمه میشی!!!(بعدش تو راهرو به دوستان گفتم عجب تیکه ایرانی آمدم!)

از اخبار دیگه اینکه با یه آقایی آشنا شدم که اقامت دائمش رو ۶ سال پیش به صورت خیلی خیلی خوش شانسی گرفته چطوری؟‌آها با ویزای "کار و تفریح استرالیا" آمده و بعد ۶ ماهش جایی که کار میکرده گفته ما اسپانسرت میشیم بمون و ٨ روزه اقامتش رو براش گرفتن و این روزا دنبال کار سیتیزن شیپ هست(شهروندی)

داشتم در با خود میگفتم ۶ سال پیش که ایشون آمده استرالیا من کجا بودم و چه کار میکردم که خوب هیچی یادم نیامد!! و خوب گفتم اینجا رو بنویسم که اگر ۶ سال دیگه عمری بود و آمدم اینجا رو خوندم بدونم ۶ سال پیش در چنین روزی داشتم دنبال پروژه متن باز میگشتم و دلم مثه سیر و سرکه میجوشیده!

بعد از تعطیلات پروژه دیتا ماینینگ رو باید تحویل بدم انشاالله و چندی بعدش پروژه دیگری در رابطه با ویپ( همون تلفن اینترنتی)!  همیشه همینطوریه بعد از تعطیلات وسط ترم رو سرازیری هستی نه که فک کنی یعنی عشق میکنی سرپایینی رو! نه خیر!!! یعنی بخوای نخوای باید سگ دو بزنی! اگر نه کله پا میشی قل میخوری تا پایین!

وهوا بس ناجوان مردانه سرد شده اصلا انتظار از کنبرا نداشتم که انقدر سرد بشه و خوب تازه الان پاییز هست وای یه زمستونش(واسه اطلاع شما که داری اینو میخونی نخیر من سفر زمان نکردم اینجا نیمکره جنوبی ست).

تمام عمرم هیچ وقت انقدر واسه درس و دانشگاه استرس نداشتم چرا؟ به ٢ علت این استرسه دست از سر ما بر نمیدارد اول اینکه اگر خدای نکرده واحدی را بیفتی ٣۵٠٠ دلار پول بی زبان به باد رفته و خوب...و دوم اینکه اینجا ما باید معدلم سال اولمان بالا تر از ٧٠% باشد تا به سال دوم راهمان بدهند و نگو خوب بابا معدل ١۴ که این قرتی گری ها رو نداره! اینجا از کل دانشجو ها سال های قبل فقط ٣٠% توانسته اند از پس این امتحان برآیند!(حساب کار بیاد دستت)

پ.ن:‌ اگر ۴ سال با اقامت دائم در استرالیا باشی میتوانی شهروند شوی و بروی با پاس استرالیایی عشق و حال دنیا را بکنی

پ.ن٢: میدانم که الان به سرت زده پاشی بیای اینجا اما اول خوب فکر ها و حساب کتاب هایت رو بکن خواستی بیا از من هم تجربه ام را بپرس تا بهت بگویم که چی در انتظارت هست!

پ.ن٣: آسانسور مجتعم ٣ روز است خراب است کسی محل نمیدهد که یه خاکی به سرش بریزد!

پ.ن۴: ٨ گیگ حجم اینترنت داشتم ۵ روز با آخر ما تمام شد زنگ زدیم ۴ گیگ دیگر هم بهمان دادن و فردا که روز آخر دوره اش هست چیزی ازش نمانده کجا میره این حجم لامصب من نمیدونم!!!

دلتنگی نوشت : اینروزها بد فرم دلم هوای خانواده را کرده و نمیدانم چرا عیال مربوطه که زنگ میزند نمیتوانم زیاد باهاش حرف بزنم اصلا از پشت تلفن حرف زدنم نمی آید.

کار داوطلبانه نوشت! : این جا بعضی بچه های مومن ایرانی میروند در کلیسا کار های داوطلبانه انجام میدهند حالا شاید ما هم رفتیم!

اجاره خونه نوشت:‌ چند روز دیگر موعد اجاره است و باز اجاره خانه های سنگین کانبرا کمر ما را مورد لطف قرار میدهند!